![]() |
![]() |
|
| هر ستاره شبی است که از تو دورم .... آسمان چه پر ستاره است ...... |
|
راست می گویند ؟ در زمین عشقی نیست آسمان را دریاب . . .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 مهر1388ساعت 10:16 توسط یاسی |
|
|
و من . . . دوباره آغاز شدم . . .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 11:38 توسط یاسی |
|
|
خسته ام . . . گاهی به آخر می رسم من خدا می خواهم تنها همین . . .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 مرداد1388ساعت 13:32 توسط یاسی |
|
|
خدای من . . . دلتنگم ولی چشم دیدن نیست . . . نمی دانم ! ! ! یا من کور شده ام یا تو دور شده ای . . .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 13:18 توسط یاسی |
|
|
حرف تازه ای نیست رهگذران در گذرند اما تو . . . ای رهگذر تا ابد می مانی باور کن . . .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 12:43 توسط یاسی |
|
|
باران بهانه است ... آسمان را هوس بوسه زدن بر خاک است ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 25 آذر1387ساعت 13:41 توسط یاسی |
|
|
کاش . . . به زمانی بر می گشتم که تمام غمم شکستن نوک مدادم بود . . .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 10:47 توسط یاسی |
|
|
"پرنده کوچک لب تنگ ماهی نشست به ماهی نگاه کرد و گفت : (( سقف قفست شکسته ... پس چرا پرواز نمی کنی !!!! )) "
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 14:49 توسط یاسی |
|
|
آسمان فرصت پرواز بلندی است ولی . . . قصه این است چه اندازه کبوتر باشی . . .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 شهریور1387ساعت 9:14 توسط یاسی |
|
|
شب قراریست که ستاره ها برای بوسیدن ماه میگذارند و چه زیباست شرم زمین که خود را به خواب می زند . . .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 12:16 توسط یاسی |
|
|
و چه کس حرف مرا می فهمد . . . * وقت شادی همه نازُ وقت غم بی نیازند همه *
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 20:0 توسط یاسی |
|
|
گاهی . . . دلم برایت تنگ می شود . . .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 20:20 توسط یاسی |
|
|
باران دوباره باریدن گرفته . . . ببین و نظاره کن که آسمان چگونه با احساس زمین بازی می کند . . .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 15 دی1386ساعت 15:31 توسط یاسی |
|
|
آه ... دلم خدا می خواهد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 آذر1386ساعت 10:47 توسط یاسی |
|
|
خدایا . . . در برابر هر آنچه ... انسان ماندن را به تباهی می كشاند، مرا با "نداشتن" و "نخواستن" روئین تن كن.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 آبان1386ساعت 10:28 توسط یاسی |
|
|
شاید آن روز که سهراب نوشت : (( تا شقایق هست زندگی باید کرد )) خبری از دل پر درد گل یاس نداشت ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 شهریور1386ساعت 15:16 توسط یاسی |
|
|
آری آری ... کاش به انگشت نخی میبستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 19:0 توسط یاسی |
|
|
گمانم کرمهاي کور ابريشم شبي در پيله خود خواب چشمان تو را ديدند که فردا ناگهان پروانه گرديدند ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 12:16 توسط یاسی |
|
|
نمی دانم چرا....!!! من آسمان می خواهم... ولی زمین می خواندم ...!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 11:16 توسط یاسی |
|
|
شب ها چراغ دلت را روشن بگذار ... تا فرشته ها راه پاکي را گم نکنند ...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 19:20 توسط یاسی |
|
|
در آسمان من یک ماه روشن است !!! جای شکرش باقی است ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 17:11 توسط یاسی |
|
|
پروانه عاشق خداست زندگی ماندن نیست زندگی پرواز است بودن و ماندن ما قصه ای تکراری است بال و پر گیر و برو ...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 15:57 توسط یاسی |
|
|
می نویسم ...
بی آنکه خاطراتم را ٬
لحظه ای باد ببرد ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 دی1385ساعت 20:57 توسط یاسی |
|
|
به اندازه تولد همه ستاره ها برایت دعا می کنم ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 آذر1385ساعت 19:44 توسط یاسی |
|
|
من به ستاره اعتقاد دارم ... حتي اگر ندرخشد و به ... خدا ... حتی اگر ...!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 9:6 توسط یاسی |
|
|
کیستی ای آشنا ... که اینگونه مرا می نویسی ... یاس غریب است ... کسی او را نمی شناسد !!!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 2 آبان1385ساعت 15:58 توسط یاسی |
|
|
کوله پشتی آرزوهایم را بستم یاس این بار راهی است ....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 مهر1385ساعت 15:58 توسط یاسی |
|
|
یک صندلی کنار رویاهایم از آن تو بنشینی یا بروی .......
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 11 شهریور1385ساعت 14:20 توسط یاسی |
|
|
در نگاه کساني که پرواز را نمي فهمند ، هرچه بيشتر اوج بگيري ... کوچکتر مي شوي ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 12 مرداد1385ساعت 10:33 توسط یاسی |
|
|
می خواستم پرواز کنم ... اما ... اقتدارپروازبیهوده بود ... نه پری درکاربود ... نه آسمانی ...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 مرداد1385ساعت 18:42 توسط یاسی |
|
|
اولین آسمان پست الکترونیک آرشیو |
| درباره ستاره کوچولو |
این وبلاگ خبر از آسمونی پر ستاره میده...
من یکی از اون ستارهام یه ستاره کوچک توی یه آسمون بزرگ ... کاش بتونم این رویا را باور کنم این حجم سنگین رو خوب هضم کنم ... می خوام خودمو محکى بزنم ... یه چیزی ته دلم میگه میتونم موفق بشم ... |
| دوستان |
|
تنها می روم که تنهایی تنها نماند ... فریاد خاموش کفشدوزک تنها ... دلفین کو چولو ... لیلیکا سمانه رازقی |
|
RSS
|